s
از زبان پر کشیده ای ... برای لبخند
اخم می کنم تا ببینی جدی شدم.چرا اینگونه سراغم می آیی؟من به تمنای گریه ات نیستم،که تا سال ها،تا قرن ها،تا پایان تلخی،زیر این خاک سرد،قصد خفتن کرده ام.معرفتی ماند

از زبان پر کشیده ای ... برای لبخند

پنجشنبه 16 شهریور 1391 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : پاییز | اشتراک گذاری :
اخم می کنم

تا ببینی جدی شدم.

چرا اینگونه سراغم می آیی؟

من به تمنای گریه ات نیستم،

که تا سال ها،

تا قرن ها،

تا پایان تلخی،

زیر این خاک سرد،

قصد خفتن کرده ام.

معرفتی مانده اگر

یا سر سوزن قلقلکی از بهار گذشته،

برای من،

لبخند بزن ،لبخند !!





موضوعات مرتبط با این مطلب :
____________________________________________________
برچسب ها:
نام :
ايميل:
سايت:
کد تایید:
ارسال نظر به صورت خصوصي به مدیر سایت

ساخت وبلاگ