«زيباترين شعر- بهترین شعر» جایی برای درد «دل» - آرشیو 1391/8
<-Description->

دیگر نمی‌توانم

یکشنبه 14 آبان 1391 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : پاییز | اشتراک گذاری :

دیگرنمی توانم پنهانت کنم

از درخشش نوشته هایم می فهمند، برای تو می نویسم


از شادی قدم هایم، شوق دیدن تو را در میابند


از انبوه علف بر لبانم، نشان بوسه تو را پیدا میکنند


چگونه می خواهی قصه عاشقانه مان را


از حافظه گنجشکان پاک کنی؟


و قانع شان کنی که خاطراتشان را منتشر نکنند؟

چگونه فکر می کنی پنهانی وبه چشم نمی آیی؟

تو که قطره بارانی بر پیراهنم

دکمه طلایی بر آستینم


کتاب کوچکی در دستانم


و زخم کهنه ای بر گوشه ی لبم


مردم از عطرلباسم می فهمند


که معشوقم تویی


از عطر تنم می فهمند که با من بوده ای


از بازوی به خواب رفته ام میفهمند


که زیر سر تو بوده است



ادامه مطلب...
موضوعات مرتبط با این مطلب : <-ArchiveEntryCategory->
____________________________________________________
برچسب ها:

ساخت وبلاگ